گاهی دلم برای خودم هم تنگ میشود...چه قدر دلم برای وبلاگم تنگ شده بود نشستم پست های آرشیو و نظراتشو خوندم یادم میاد تازه قبول شده بودم که این وبلاگ رو ساخته بودم توش از خاطراتم مینوشتم و روزمرگی هام هعییی چه قدر زود گذشت یه سری از بچه ها فکر کنم تموم شده درسشون یا ترم های آخرن خانم دکتر هلیا ( از پ تا ی ) اون موقع ترم 3 بود الان فکر کنم ترم 14 باید باشه شایدم تموم کرده بازم اومدم بنویسم نمیدونم این دفعه میخوام چیکار کنم ولی این روزا شدیدا نیاز به نوشتن دارمدیدی ای دل که کسی یار نشدنه کسی همدم این عاشق غمخوار نشد... زبان چرا این جوریه؟!!!!!...
ما را در سایت زبان چرا این جوریه؟!!!!! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: شنبه 4 آذر 1402 ساعت: 18:31